همین دیشب که پیر عشق

تفال زد بر حافظ

به من میگفت:

اگر امشب می و پیمانه ام یاری نماید

چنان مستت کنم تا لحظه ی دیدار

زمانیکه همان معشوقه طناز می آید

تو آه عشوه ی دیگر به روی نازنینش...

                        هدیه بنمائی.

به من میگفت:

تمام کارهارا با همین مستی

ردیف و ساز خواهم کرد

 

ولی ساقی تذکر داد:

بشرطی که درین بازی...

 

  دوباره...

 

       جان فدای ناز چشمانش نگردانی