پرسه!

   خیالت مدام توی ذهنم پرسه می زنه،

   هر شب به خوابم میایی ...

   اینقدر دلتنگم نباش!

 

  تنهایم بگذار !


پ.ن: دوستان گلم سلام

با یه کم تاخیر اومدم و تک تک پستای قشنگتونو خوندم ،

همه شون زیبا و دلنشین بودن

مطالب قشنگ و خوندنی بهانه عزیز! دایی شهرام گل و گلاب! یاسی عزیزم! بیدمجنون گلم!

سارای عزیزم! دیگه کی...؟!

آهان! ونوس گلم! خلاصه .... همه و همه دست گلتون درد نکنه !

راستی! دوستان گلی که یه کوچولو نگرانم شدن بدونن که جای هیچ نگرانی نیست!

ازقدیم گفتن بادمجون .....

من حالم خیلی خوبه ، شرح ماوقعو خدمت یاسی عزیزم عرض کردم می تونین ازش بپرسین

پ.ن شونصدم: یاسیییییییییییی گوشیتو روشن کن دهه!  یعنی چی اس می دی و گوشیتو خاموش می کنی

بازم پ .ن: شرمنده! مثنوی شد تا پی نوشت بیش از این مصدع اوقات شریف نمی شم، بازم بهتون سر می زنم

همگی رو به خدا می سپارممممممممم

من یک انسانم!

http://uploadtak.com/images/y2vsq1nvtlob4e5knkbl.jpg

اگر به خانه ی من امدی برایم یک مداد بیاور.

 مداد سیاه ...

 میخواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی به قفس نیفتم !

 یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !

یک مداد پاک کن برای محو لب ها . نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان سیاهم کند !

برایم یک بیلچه بیاور، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا !

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم !

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم بدوزمش به سق ... اینگونه فریادم بی صداتر است !

قیچی یادت نرود،

 می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم !

 پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی !

 مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند 

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

 می‌دانی که ؟؟؟ باید واقع‌بین بود ! صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر !

 می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب .... می‌زنندم بغضم را در گلو خفه کنم !

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم برای وقتی که عده ای به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

 به یاد بیاورم که کیستم !

ترا به خدا  اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر ... تا در غذا بریزم

 ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

 و در آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند ،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم ...

من هنوز یک انسانم ...

من هر روز یک انسانم ...!!!

 

پ.ن: این نوشته از خودم نیست، وقتی خوندمش ساعتها ذهنمو مشغول خودش کرد.

کاش درقید و بند ظواهر انسانها نبودیم!

شعری از استاد ابتهاج!

 

بسترم صدف خالی یک تنهاییست


و تو


چون مروارید


گردن آویز کسان دگری!


چشم من محو جمال مه توست


چشم تو


پر ز تنفر و نگاهی گنگ است


دست من پر ز نیازو همه مهر


دست تو


سرد و فقط تو خالیست


عاشقت گشتم و جان در ره این عشق دهم


که چه زیبا بود این جان دادن


بازیم دادی و تنها به هوس پیوستی


وقت رفتن به اشارت به نیاز


گفتمت :گنه این دل بیچاره چه بود؟


گنه چشم و دل و دست پر از مهر چه بود؟؟


بستری را که برایت صدفی پر دٌر بود


بین که اینک


اشک چشمم شده همبستر این مروارید.


بوی عطر تو هنوزم به فضا می پیچد


عطر یاس و گل نرگس به چه خوش میپیچد


تو بدان که هنوزم که هنوز


در این خانه به رویت باز است


قلب من با دل تو


قربتش طولانیست


ولی افسوس دلت با من نیست


نازنینم


گل من


همه زندگیم به فدای رخ توست


با همه جور و جفا من هنوزم مستم


مست یک باده که مدهوش و خرابم کرده


یاد این جمله بیفتادم باز:


کاش انسان به جای دیوار یکسره پل می ساخت


پلی از عشق و وفا


مهر و صفا و معلق همه جای دنیا


نازنینم :


جسم من پلی از عشق شود


زیر پایت و تو راحت بگذر


خواه تنها


خواه با هر که دلت می خواهد


تو فقط لطف کن و وقت گذر گام خود نرم و آهسته گذار


آخر این صد پاره


به جفایی بند است


التماست کنم آرام گذر


آرزویم همه خوشبختی توست


تو فقط خوش باش و


من


تماشا گر این خوشبختی


آه که چه جان سخنم من


نازنینم


قسمت می دهم این عشق ز من باز نگیر


یاد تو


خا طره ات همدم این تنهاییست


تو فقط لطفی کن و به گاهی کوتاه از این پل بگذر


و من منتظرم

 

!همین ما را بس

 

ه.الف.سایه

درد ســر!

 

سـرت درد میکند؟

بگذار بر روی شانه هایم.....

دنبال درد سـر میگردم!

باران که می بارد...

بـاران که می بـارد

چشمــانمــ غــزلــخوان مهــربانیــت می شود!

کاش....

    هیچ وقت

     خشـ ــکـ ـ ـسـ ـ ـالی

                           نمی شد!

 

دوستــم بدار امـــا...

آنقـدر دوستـم ندار

که خفه امــ  کنی!

اندکی فاصله برای نفس کشیدن،

دیدن...

      

  شاعر خانم فریبا عرب نیا